سلام به همه بر و بچ اقتصاد 82
منم از علی جون به خاطر زحماتش ممنونم و امیدوارم این بهانه خوبی باشه واسه هممون که همدیگر و از یاد نبریم. و یه پیشنهاد دارم اینکه یه قراری بذاریم اونایی که میتونند هرچند سال یه بار یه برنامه بریزیم و دور همدیگه جمع بشیم . به نظرم دیدن همدیگه بعد چند سال خیلی جالب باشه. در ضمن آرزوی قلبی منه که موفقیت همکلاسیام را ببینم و برای همتون دعا میکنم که همیشه شاد و سربلند باشید.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط عزت الله صیادنیا
|
مردم از رهبران نامتعهد پیروی نمی کنند. تعهد در طیفی وسیع خود را نشان می دهد.
در ساعتهای کار، در کوششی که در راه افزایش توانایی های خود به کار می برید،
یا در ایثاری که در راه همکاران خود انجام می دهید.
«استفن گرگ»
کسی که در زمان خود سنگ تمام گذاشته، نامی جاودان یافته است.
«شیلر
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 2:17 قبل از ظهر  توسط کسری بحرانی
|
سلام آقای بسطامی
واقعا جای تشکر و سپاس داره این کار قشنگ و زیبای شما
اگر در طول این چهار سال تعدادی از همکلاسی های ما از همدیگر فراری بودند شاید این کار شما باعث
شود در سالهای غیر شیراز ارادت این دوستان عزیز ما بیشتر شود و دیگر از این وبلاگ شما کناره گیری
نکنند.
با آرزوی روزهایی پر از عشق و اندیشه و موفقیت برای شما و همه همکلاسی های عزیزم
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط م.حشمت پور
|
در ستون سمت چپ وبلاگ قسمت پیوندها اولين لينك شما را از باز كردن چند صفحه براي ورود به محيط مديريت وبلاگ بي نياز مي كنه. (لينك "براي درج مطالب خود اينجا را كليك كنيد!!!)مي تونين از اون مستقيما براي ورود به محيط مديريت وبلاگ و درج مطالب خودتون استفاده كنين.
بعد از كليك روي لينك گفته شده صفحه اي باز مي شود كه سه سطر شامل نام وبلاگ نام كاربري و كلمه عبور را از شما مي خواهد. در سطر اول عبارت "salhayeshiraz" و در سطرهاي دوم و سوم به ترتيب نام كاربري و كلمه عبور خود را وارد كنيد. حالا مي تونين مطالب خودتون رو وارد كنيد.
در ضمن لينك هاي سايتها مفيد و مورد علاقه تون رو برام ميل كنين تا تو اين قسمت بذارم.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط علي بسطامي- مدير وبلاگ
|
امروز خانم نبوی ایمیلی برام بفرستاده بودند و مطالبی رو که می خواستند توی وبلاگ بنویسند اما به دلایلی نتونسته بودند وارد وبلاگ بشن رو ذکر کرده بودند. نکات خوبی که توجه به اونها می تونه باعث بهتر شده وبلاگمون بشه.
با اجازه شون بخشی از اون مطالب رو از طرف ایشون می نویسم. امیدوارم که بچه ها به این موارد توجه کنند:
"آقاي بسطامي سلام
مرسي از كار قشنگي كه كردين. اسمش لرزه به تنم انداخت. براي ماي غير شيرازي سالهاي شيراز معني ديگه اي داره. يه جور معني اي كه منحصر مي شه به همين سالهاي درسمون. يه جور معني اي كه مي دونم چند سال ديگه چقدر دلتنگم مي كنه. و اين وبلاگ چقدر مي تونه كمك كنه به بيشتر شدن دلتنگيمون.
در ضمن:
يك. به نظرتون بهتر نيست همه ي پست هاي وبلاگ با يك فونت نوشته بشه؟ فكر مي كنم شكل بهتري داشته باشه. ا
دو. اگه هر كدوم از ما يه شعر از يه شاعر كه دوست داريم تو اين وبلاگ قطار كنيم به نظر نمي آد كه چند وقت ديگه اين وبلاگ جاي جالبي از آب در بياد؛ نه؟ يعني مي شه چيزي شبيه هزاران وبلاگ الكي ديگه. شايد بد نباشه به دوستان (!) يادآوري كنيم كه چيزايي نوشته بشه كه بيشتر مرتبط به همه مون باشه. ا
سه. چقدر حيف شد چهار سال كنار هم سپري كرديم و هيچ وقت نشد يه جمع خوب داشته باشيم. ا
خيلي ممنون از كاري كه كردين. اگه ادامه پيدا كنه جاي دوست داشتني اي مي شه"
نوشته شده توسط خانم نبوی
بچه ها این نکات میتونه خیلی مهم باشه برای ظاهر یک وبلاگ خیلی بده که هر پست اون با یک فونت اونهم با اندازه های خیلی متفاوت نوشته بشه. پس خواهشمندم که از فونت استاندارد
"thohama size 10pt"
براي نوشتن پست هاتون استفاده كنين. البته رنگ فونت ها مهم نيست ولي بهتره رنگ هاي مناسبي كه خوندنش توي اين زمينه آبي راحت باشه استفاده بشه. مثلا هيچ وقت از فونتي با رنگ سفيد استفاده نكنين!!!!
ضمنا به قول خانم نبوي اگر قرار باشه كلمات قصار و شعر شعراي ديگه استفاده كنيم اين وبلاگ از حالت يك وبلاگ گروهي در ميآد و شبيه وبلاگ هاي الكي ديگه ميشه. مثل وبلاگ خودشون!!! (شوخي كردم!!!)
پس سعي كنين مطالبي كه بيشتر مربوط به خودمون مي شه بنويسيد. مثلا خاطراتتون يا خبرايي از خودتون (مثلا اگه بعد از چند بار تلاش تونستين كنكور قبول بشين يا بعد چند وقت زن گرفتين يا شوهر كردين و نتونستين همه رو دعوت كنين اينجا خبرشو بديد تا هر كدوم به حساب خودمون يه شيريني اي بستني اي چيزي بخوريم و آرزوي خوشبختي و موفقيت براتون بكنيم!!! و از اين چيزا...
چون بيشتر مي خوايم اين وبلاگ يه جور حلقه ارتباطي بين بچه ها باشه.
ممنونم از توجهتون.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 12:39 بعد از ظهر  توسط علي بسطامي- مدير وبلاگ
|
سرودِ مردی که تنها به راه میرود
در برابر ِ هر حماسه من ايستاده بودم.
و مردي که اکنون با ديوارهاي ِ اتاقاش آوار ِ آخرين را انتظار ميکشد
از پنجرهي ِ کوتاه ِ کلبه به سپيداري خشک نظر ميدوزد;
به سپيدار ِ خشکي که مرغي سياه بر آن آشيان کرده است.
و مردي که روزهمهروز از پس ِ دريچههاي ِ حماسهاش نگران ِ کوچه
بود، اکنون با خود ميگويد:
«ــ اگر سپيدار ِ من بشکفد، مرغ ِ سيا پرواز خواهد کرد.
«ــ اگر مرغ ِ سيا بگذرد، سپيدار ِ من خواهد شکفت ــ
و دريانوردي که آخرين تختهپارهي ِ کشتي را از دست داده است
در قلب ِ خود ديگر به بهار باور ندارد،
چرا که هر قلب روسبيخانهئيست
و دريا را قلبها به حلقه کشيدهاند.
و مردي که از خوب سخن ميگفت، در حصار ِ بد به زنجير بسته شد
چرا که خوب فريبي بيش نبود، و بد بيحجاب به کوچه نميشد.
چرا که اميد تکيهگاهي استوار ميجُست
و هر حصار ِ اين شهر خشتي پوسيده بود.
و مردي که آخرين تختهپارهي ِ کشتي را از دست داده است، در
جُستوجوي ِ تختهپارهي ِ ديگر تلاش نميکند زيرا که تختهپاره،
کشتي نيست
زيرا که در ساحل
مرد ِ دريا
|
|
| |
بيگانهئي بيش نيست.
|
۲
با من به مرگ ِ سرداري که از پُشت خنجرخورده است گريه کن.
او با شمشير ِ خويش ميگويد:
«ــ براي ِ چه بر خاک ريختي
|
|
| |
خون ِ کساني را که از ياران ِ من سياهکارتر نبودند؟
|
و شمشير با او ميگويد:
«ــ براي ِ چه ياراني برگزيدي
|
|
| |
که بيش از دشمنان ِ تو با زشتي سوگند خورده بودند؟
|
و سردار ِ جنگآور که ناماش طلسم ِ پيروزيهاست، تنها، تنها بر
سرزميني بيگانه چنگ بر خاک ِ خونين ميزند:
«ــ کجائيد، کجائيد همسوگندان ِ من؟
|
شمشير ِ تيز ِ من در راه ِ شما بود.
ما به راستي سوگند خورده بوديم...»
جوابي نيست;
آنان اکنون با دروغ پياله ميزنند!
«ــ کجائيد، کجائيد؟
|
|
| |
بگذاريد در چشمان ِتان بنگرم...»
|
و شمشير با او ميگويد:
«ــ راست نگفتند تا در چشمان ِ تو نظر بتوانند کرد...
به ستارهها نگاه کن:
هم اکنون شب با همهي ِ ستارهگاناش از راه در ميرسد.
به ستارهها نگاه کن
چرا که در زمين پاکي نيست...»
و شب از راه در ميرسد
بيستارهترين ِ شبها!
چرا که در زمين پاکي نيست.
زمين از خوبي و راستي بيبهره است
و آسمان ِ زمين
|
|
| |
بيستارهترين ِ آسمانهاست!
|
۳
و مردي که با چارديوار ِ اتاقاش آوار ِ آخرين را انتظار ميکشد از
دريچه به کوچه مينگرد:
از پنجرهي ِ رودررو، زني ترسان و شتابناک، گُل ِ سرخي به کوچه
ميافکند.
عابر ِ منتظر، بوسهئي به جانب ِ زن ميفرستد
و در خانه، مردي با خود ميانديشد:
«ــ بانوي ِ من بيگمان مرا دوست ميدارد،
|
اين حقيقت را من از بوسههاي ِ عطشناک ِ لباناش دريافتهام...
بانوي ِ من شايستهگيي ِ عشق ِ مرا دريافته است!»
۴
و مردي که تنها به راه ميرود با خود ميگويد:
«ــ در کوچه ميبارد و در خانه گرما نيست!
|
|
| |
حقيقت از شهر ِ زندهگان گريخته است; من با تمام ِ حماسههايام به
|
گورستان خواهم رفت
و تنها
چرا که
به راستْراهيي ِ کدامين همسفر اطمينان ميتوان داشت؟
همسفري چرا بايدم گزيد که هر دم
در تبوتاب ِ وسوسهئي به ترديد از خود بپرسم:
ــ هان! آيا به آلودن ِ مردهگان ِ پاک کمر نبسته است؟»
و ديگر:
«ــ هوائي که ميبويم، از نفس ِ پُردروغ ِ همسفران ِ فريبکار ِ من
و بهراستي
آن را که در اين راه قدم بر ميدارد به همسفري چه حاجت است؟»
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط هادی رضایی
سلام بچه ها!
امروز یه کد جاوا نوشتم که باعث می شه هر بار که وبلاگ رو باز می کنید یک بیت از دیوان لسان الغیب حافظ شیرازی در اولین خط بالای صفحه نوشته بشه! می تونه یه جور فال هم باشه اما مهم تر از اون اینه که اولا کمتر سایت یا وبلاگی از چنین کدی استفاده کرده و هم این که به مرور زمان می تونه ما رو با ابیات زیبای بیشتری از شیخ حافظ شیراز آشنا کنه. جالب اينجاست كه اين كد به صورتي نوشته شده كه هر بار كه صحفه اصلي وبلاگ رو Refresh كنيد يا كليد F5 رو فشار بديد يا به هر صفحه ديگري از وبلاگ برويد يك بيت جديد خواهيد ديد.
امیدوارم از این کد خوشتون بیاد. البته این ابیات به طور تصادفی انتخاب می شن و فعلا شامل كل ديوان حافظ نمي شه بلكه به مرور ابيات بيشتري به اين كد اضافه خواهم كرد. خوشحال مي شم نظرات تون رو در اين مورد بخونم!!!
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط علي بسطامي- مدير وبلاگ
|
امرسون: در برابر هر چیزی که بدست می آورید، چیزی دیگر را از دست می دهید. اگر طالب رشد هستید از غرور خود دست بکشید!
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط کسری بحرانی
|
سلام به همه برو بچ من دوست دارم در اينجا حرفاي آدمايي كه واسه خدشون كسي بودنو بيارم
شايد خودم يا عده اي كه دوست دارن آدم شن يه خورده فگر كنن شايد آدم شن ديگه
(به قول قطميري دانشجو شن)
پائولو کوئلیو: انسان نیاز به «انتخاب» سرنوشتش دارد، نه پذیرش آن
دیپاک چوپرا: بهشت به فرشتگان داده شد. اما انسان باید «بهشت» خود را بیافریند
نكته سخنان اين دو انديشمند: همه چيزاز درون انسان و خواست او نشات مي گيرد
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 1:25 قبل از ظهر  توسط کسری بحرانی
|
منتظرم ببینم اولین پست رو کی می نویسه؟!!!
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 8:1 بعد از ظهر  توسط علي بسطامي- مدير وبلاگ
|
بعد از دریافت نام کاربری و کلمه عبور از مدیر وبلاگ آدرس:
http://www.blogfa.com برويد و بر روي لينك ورود به وبلاگ هاي گروهي كليك كنيد. در سطر اول عبارت
salhayeshiraz و در سطر دوم و سوم به ترتيب نام كاربري و كلمه عبور خود را وارد كنيد. بعد از وارد شدن به محيط ويرايش وبلاگ مي تونين پيغام ها و نوشته هاي خودتون رو بنويسيد و با كليك بر روي گزينه ثبت مطلب و بازسازي وبلاگ اونها رو روي وبلاگ قرار بديد. ضمنا به دليل پرهيز از بي نظمي در ظاهر وبلاگ و تنظيمات مربوطه شما فقط توانايي دسترسي به مطالب خود و ويرايش اونها رو داريد و بقيه تنظيمات فقط در اختيار مدير وبلاگ قرار دارد. اميدوارم اين وبلاگ بتواند بعد از فارغ التحصيلي حلقه ارتباطي بين ما دوستان باشد. پس سعي كنيد در فواصل كوتاهتري به آن سر بزنيد و مطالب خود را وارد كنيد.
متشكرم. مدير وبلاگ.
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط علي بسطامي- مدير وبلاگ
|
سلام
این وبلاگ یک وبلاگ گروهی برای بروبچه های خوب رشته اقتصاد دانشگاه شیراز ورودی ۸۲ است که در شرف فارغ التحصیلی هستند و می خواهیم بچه ها از طریق این وبلاگ با هم در ارتباط باشند. از دوستانی که مایلند در این وبلاگ قلم بزنند خواهشمندم با من تماس بگیرند تا یک نام کاربری و کلمه عبور ویژه در اختیارشان قرار دهم.
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 10:7 قبل از ظهر  توسط علي بسطامي- مدير وبلاگ
|